مرجعیت بدون معنویت خطرناک است
84 بازدید
تاریخ ارائه : 1/22/2013 11:14:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان
اگر معنویت نباشد مرجعیت و کرسی افتاء خطرناک است و آلت دست واقع می شود. گول ظاهر را می خورد. یک کشور و یک ملت را می تواند به خطر بیاندازد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم
مرجعیت بدون معنویت خطرناک است. «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس». عالم باید زمان شناس باشد با عرض جامعه آشنا باشد هر زمانه ای اقتضائات خاص خودش را دارد. امروز زمانه میرزای شیرازی رضوان الله علیه نیست. نه دیگر مثل میرزای شیرازی حوزه ها می توانند تحویل دهند و نه مردم امروز و دنیای امروز مردم و دنیای معاصر میرزا ست. میرزا در قضیه تنباکو وقتی فتوا پیروز شد و شاه و دربار شکست خورد به میرزا خبر خوشحالی دادند که آقا شاه شکست خورد فتوی پیروز شد از شاه تا گدا آن روزها تابع فتوی شدند، هیچکس جرات نکرد علیه فتوی کوچکترین کم اعتنایی کند. «الیوم استعمال تنباکو در حکم محاربه با امام زمان است» کم فتوایی نیست.
فتوی و افتاء مصونیت می خواهد، معنویت باید باشد. اگر معنویت نباشد مرجعیت و کرسی افتاء خطرناک است و آلت دست واقع می شود. گول ظاهر را می خورد. یک کشور و یک ملت را می تواند به خطر بیاندازد. بدون معنویت مرجعیت معنا ندارد. معنویت یعنی مثل میرزای شیرازی دستش در دست امام عصر باشد تا بتواند به ضرس قاطع فتوا بدهد «در حکم با محاربه با امام زمان است». وگرنه هر طلبه ای خوب درس بخواند، ده دوازده سال در حوزه با جدیت کار کند می تواند مجتهد شود و قوه استنباط «یجوز» و «لا یجوز» احکام شرعیه را پیدا کند. گرچه اجتهاد مقول به تشکیک است. ولی مرجعیت مساله دیگریست. وقتی به میرزا گفتند پیروز شدی میرزا به شدت گریست همه متعجب شدند، فرمود: «باب سوء استفاده از فتوی باز شد» این است که معنای مرجعیت. دنیای امروز بالکل عوض شده دیگر از آن قبیل مراجع معنوی که در اوج تقوی و نبوغ سیاسی و علمی و شرح صدر بودند خبری نیست. بنده بعد از رحلت آقای بهجت در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها گفتم: «معنویت رفت»، «معنویت تمام شد»، «قم یتیم شد». دیگر مثل بهجت و میرزا و طباطبایی و بهاالدینی هیهات ببینیم.
این چه وضعی است که مرسوم شده. نویسنده احمقی، مزدوری، عامل بیگانه ای، جاهلی، اسائه ادب و اهانت به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) کرده است فورا فتوی به قتل دهیم. این قبیل فتوی دادن ها که خیلی اهانت آمیز تر است  از آن جهالت ها . آن جاهل از سر بی دینی و لا مذهبی و رذالت به پیغمبر رحمت (ص) توهین می کند، ما با نام دین و آیین پیامبر رحمت فتوای قتل می دهیم. در دنیای فعلی کدام یک اهانت بار تر است؟ در وضعیت خطرناک فعلی که دشمنان و چپاولگران بین المللی برای مردم بی پناه توطئه ها دیده اند، چرا باید حرکتی کنیم که آب به آسیاب دشمن ریخته شود. ما حق نداریم بنام یک تکلیف شرعی موجبات وهن دین و مذهب را در اذهان جهانیان فراهم کنیم. مردم دنیا اصلا نخواهند فهمید «مهدور الدم» بودن یک «مرتد» را. یک ساب النبی (ص) را. 
در دنیای فعلی دیگر ما در خلوت حوضخانه خودمان زندگی نمی کنیم که راحت هر چه خواستیم بیان کنیم. گیرم که فتوای یک فقیه «مهدور الدم» بودن یک العیاذ بالله ساب النبی (ص) است. ولی آیا زمانه ما زمانه و زمینه صدور چنین فتاوایی هست؟ آیا این قبیل  فتواها مانند فتوای تاریخی میرزا موثر است؟ مورد رضایت امام زمان (عج) است؟ بنده با اطمینان می گویم امام زمان علیه سلام راضی نیست در شرایط فعلی چهره خشنی از اسلام و تشیع به جهانیان ارایه کنیم. 
امروز فقط صهیونیست های خشن و تروریست ها و الدَ اعداء جهان اسلام یعنی اسراییل از این قبیل تصویر سازی های خشن سوء استفاده می کنند و بس. «الباطل یموت بترک ذکره» خیلی جا ها باید تامل کرد. تا استفتا کردند نباید جواب داد. قدری تامل لازم است. شاید توطئه ای در کار باشد و گرنه هر روز یک جاهلی را علم می کنند به مقدسات مسلمانان توهین کند و عده ای از علمای اسلام را هم تحریک به فتوای ترور می کنند. در اسلام ترور نداریم. اسلامی که امام گفت و اجتهادی که امام گفت زمان و مکان دو عنصر اساسی اجتهاد است، همین است . یعنی در هر زمانه ای رفتار خاصی، اجتهاد خاصی، استنباط خاصی باید از موضوعات و احکام کرد. اصلا امروز ساب النبی (ص) و ارتداد بلا موضوع شده است.
از کجا معلوم اگر گفتیم فلانی مهدور الدم است آنگاه یک نفر مومن معتقد مامور اجرای حکم شود؟ چرا یک عامل بیگانه مجری اجرای حکم نشود؟ چرا یک توطئه گر مجری اجرای حکم نشود؟
«لیس العاقل من یعرف الخیر من الشر بل العاقل من یعرف خیر الشرین» الان خیر الشرین چیست؟ درایت و معنویت لازم است. امروز ما وظیفه ای جز حفظ امنیت و رفاه و آسایش مردم کشورمان نداریم. هر کاری کنیم هر حرفی بزنیم که موجبات زحمت و ناراحتی مردم را فراهم کند مسئولیم. عندالله مسئولیم. من از همه علمای اعلام دامت برکاتهم می خواهم به وظیفه حقیقی خودشان عمل کنند. با شجاعت جلوی این گونه کژ فکری ها و کژ سلیقه گی ها را بگیرند. این چه دین و چه اسلامی است که به دنیا معرفی می کنیم؟
امام رضوان الله علیه در قضیه سلمان رشدی ای بسا اگر متوجه می شد عاقبت کار به اینجا ها می کشد فتوی نمی داد. امام مرد  خدا بود. اگر می فهمید خطا کرده می گفت خطا کردم. از قول استادش رضوان الله علیهما نقل می کرد: «حرف مرد دوتاست». «حرف مرد یکی است غلط است» . مرد آن است که بگوید اشتباه کردم. از شجاعتی که از امام سراغ داریم اگر امروز در قید حیات بود و عواقب این قبیل غیرتی بودن ها را می دید، می دید که مردم کشور به زحمت می افتند، اذیت می شوند، فتوی نمی داد. تازه اگر قرار به فتوی بود همان یک فتوی کافی بود برای همیشه تاریخ. چون مثل امام در میان علما نداریم.